خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از تنهایی، ترس از صاعقه و رعد، بیدلی و بیکسی خود میگوید. او با جام شراب تسلی مییابد و به یاد دوست، خود را فراموش میکند. با نور عشق و می، تاریکیهای شب را پشت سر میگذارد و از طوفان زندگی رهایی مییابد. در پایان، از گذر عمر ناخشنود است و از روزگار سخت شکایت دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و غمانگیز است و همچنین اشارههایی به مصرف شراب دارد که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست.
شماره ۸۲۹ - شبانه دوش که تنها به کنج خود بودم
شبانه دوش که تنها به کنج خود بودم
ز هولِ صاعقه و بانگِ رعد نغنودم ۱
ز بی دلی وز بی طاقتی بترسیدم
ز بی کسی وز بی هم دمی بفرسودم ۲
ز ممکنات نبد یارِ دستِ من جز جام
ز کاینات جز آوازِ رعد نشنودم ۳
سرم گران شد اگرچه دماغ بود سبک
ولی دماغ و سر از غّل و غش بپالودم ۴
درین میانه به خاطر درآمد این که چرا
چنین شکسته دلم کی شکسته دل بودم ۵
ز نورِ آینۀ خنب خانه شد روشن
سبک به صیقلِ می زنگِ سینه بزدودم ۶
به یادِ دوست که من هیچ نیستم همه اوست
ز جامِ عشق شراب شبانه پیمودم ۷
به پایِ مردیِ لوح اللّهم نبد حاجت
به دست کاریِ خود مرده زنده بنمودم ۸
به نورِ عکسِ قدح در سوادِ ظلمتِ شب
ز موجِ قلزِم طوفان خلاص شد زودم ۹
زمانه منقلب احوالِ نا جوان مردیست
ز رنجِ او به همه عمر بر نیاسودم ۱۰
دریغ عمر که بگذشت و یک نفس ایّام
ز روزگار نزاری نداشت خشنودم ۱۱
ز هولِ صاعقه و بانگِ رعد نغنودم ۱
ز بی دلی وز بی طاقتی بترسیدم
ز بی کسی وز بی هم دمی بفرسودم ۲
ز ممکنات نبد یارِ دستِ من جز جام
ز کاینات جز آوازِ رعد نشنودم ۳
سرم گران شد اگرچه دماغ بود سبک
ولی دماغ و سر از غّل و غش بپالودم ۴
درین میانه به خاطر درآمد این که چرا
چنین شکسته دلم کی شکسته دل بودم ۵
ز نورِ آینۀ خنب خانه شد روشن
سبک به صیقلِ می زنگِ سینه بزدودم ۶
به یادِ دوست که من هیچ نیستم همه اوست
ز جامِ عشق شراب شبانه پیمودم ۷
به پایِ مردیِ لوح اللّهم نبد حاجت
به دست کاریِ خود مرده زنده بنمودم ۸
به نورِ عکسِ قدح در سوادِ ظلمتِ شب
ز موجِ قلزِم طوفان خلاص شد زودم ۹
زمانه منقلب احوالِ نا جوان مردیست
ز رنجِ او به همه عمر بر نیاسودم ۱۰
دریغ عمر که بگذشت و یک نفس ایّام
ز روزگار نزاری نداشت خشنودم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۸ - مرا که از تو میسّر نمی شود یک دم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۰ - من همان مستم و شوریده کز اوّل بودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.