خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از فراق معشوق خود رنج می‌برد. شاعر از بی‌توجهی معشوق شکایت کرده و از غم و اندوهی که تحمل می‌کند می‌نالد. او با وجود تمام رنج‌ها، عشق خود را حفظ کرده و از معشوق می‌خواهد که به او رحم کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ای است که با درد و رنج همراه است و ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و اندوه عمیق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۷۹۶ - تا فراقت دیده ام خون می چکاند دیده ام

تا فراقت دیده ام خون می چکاند دیده ام
بر کَن از سر دیده ام گر جز خیالت دیده ام ۱

رحم کن بر من که بی رویت ز پا افتاده ام
سر مپیچ از من که چون زلفت به سر گردیده ام ۲

بارها پیشت ز غربت نامه ها بنوشته ام
و اندرین مدّت سلامی از کسی نشنیده ام ۳

یادِ من بر خاطرت نگذشت تا باز آمدم
بر من ار بادی گذر کرد از تو وا پرسیده ام ۴

بر تو آسان است از من پرس کاندر هر شبی
تا به روز آورده ام سد ره به خون غلتیده ام ۵

چون دلت بر من نبخشاید که من با عجزِ خویش
نیم جانی داشتم از غم به غم بخشیده ام ۶

گر قبولم می کنی ورنه چه گویم حاکمی
کارِ من عشق است باری من ترا بگزیده ام ۷

پیش ازین بودم نزاری بعد ازین آن نیستم
تا به تو پیوسته ام از خویشتن ببریده ام ۸

بر لبم کس خنده یی هرگز ندید الّا مگر
در میان گریه بر احوال خود خندیده ام ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۹۵ - دوستان در کارِ خود حیران و مشکل مانده ام
گوهر بعدی:شماره ۷۹۷ - جان در سرِ دل باختم تا عاشقِ جانانه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.