خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از دل‌بستگی و عشق عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید. او از ناپایداری دل و بی‌قراری آن در جستجوی وصال معشوق می‌نالد و از رنج‌هایی که دل متحمل می‌شود، شکایت می‌کند. شاعر همچنین به ناتوانی انسان در کنترل دل و تسلیم بودن در برابر عشق اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۷۶۵ - ای دیده را به دیدنِ رویت قرارِ دل

ای دیده را به دیدنِ رویت قرارِ دل
گه در میانِ جانی و گه در کنارِ دل ۱

دل را چه حّدِ آن که به جانی سخن کند
در جست وجویِ وصلِ تو شد جان نثارِ دل ۲

بی رونق از دل است همه کار و بارِ من
ای خاک بر سرِ من و بر کار و بارِ دل ۳

گفتم به اختیار که داده ست دل ز دست
دیرست تا ز دست برفت اختیارِ دل ۴

با ما ز هر چه هستیِ ما بود هیچ نیست
ماییم و نیم جان و همین یادگارِ دل ۵

از دل همه بلا به سرِ مبتلا رسد
زنهار با بلا منشین در جوارِ دل ۶

تا آفتاب را نبود استقامتی
ممکن به هیچ وجه نباشد قرارِ دل ۷

بر مرکزِ دوایرِ عشق افتاده است
از بدوِ آفرینشِ عالم مدارِ دل ۸

زین جا نزاری از پیِ دل بر سر اوفتاد
کز سر برون نمی شودش خار خارِ دل ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۶۴ - چند خواهم سوخت آه از دردِ دل
گوهر بعدی:شماره ۷۶۶ - هیهات اگر به دستِ من استی زمامِ دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.