خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به زیباییهای معشوق و تأثیرات آن بر عاشقان میپردازد. شاعر از جمال معشوق، عشق، رنجهای دل، صبر و امید سخن میگوید و از مفاهیمی مانند قیامت، اسلام، ضلالت، و رحمت الهی نیز استفاده میکند. در نهایت، شاعر به صبر و امید به آیندهای بهتر اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند ضلال، قتال، و رنجهای دل ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۷۵۸ - گر برون آیی و برقع بگشایی ز جمال
گر برون آیی و برقع بگشایی ز جمال
از تو گیرند قیامت همه خلق استدلال ۱
گر نهی بر رهِ اسلام ز زلفت دامی
عالمی خلق در افتند چو کافر به ضلال ۲
بر فشان عطفِ عرق چین و بهل تا گیرد
نفسِ روحِ خدا رایحۀ بادِ شمال ۳
از تو عشّاق یکی جان نبرند ار تو تویی
خو مگر باز کند غمزۀ مستت ز قتال ۴
رحمت آرد مگر ای دیده ی پر خون بگری
چاره ای نیست دگر ای دلِ پر درد بنال ۵
دورم از غایتِ تعجیل و مسافت نزدیک
چون بود بسته دهن تشنه بر اطرافِ زلال ۶
گر شکایت کنم از دوست ادب نیست که هست
همه شب در برِ من خفته و لیکن به خیال ۷
این همه تفرقه زان است که کم تر کردیم
شکرِ جمعیّتِ احباب در ایّامِ وصال ۸
صفحه ی سیمِ ورق جدولِ تقویم شود
گر در آرم به قلم شمّه ای از صورتِ حال ۹
صبر مفتاحِ نجات است نزاری خوش باش
اخترِ طالعت آخر به درآید ز زوال ۱۰
تا نفس را حرکت باشد و دل را قوّت
درِ امید زدن را بود امکان و مجال ۱۱
از تو گیرند قیامت همه خلق استدلال ۱
گر نهی بر رهِ اسلام ز زلفت دامی
عالمی خلق در افتند چو کافر به ضلال ۲
بر فشان عطفِ عرق چین و بهل تا گیرد
نفسِ روحِ خدا رایحۀ بادِ شمال ۳
از تو عشّاق یکی جان نبرند ار تو تویی
خو مگر باز کند غمزۀ مستت ز قتال ۴
رحمت آرد مگر ای دیده ی پر خون بگری
چاره ای نیست دگر ای دلِ پر درد بنال ۵
دورم از غایتِ تعجیل و مسافت نزدیک
چون بود بسته دهن تشنه بر اطرافِ زلال ۶
گر شکایت کنم از دوست ادب نیست که هست
همه شب در برِ من خفته و لیکن به خیال ۷
این همه تفرقه زان است که کم تر کردیم
شکرِ جمعیّتِ احباب در ایّامِ وصال ۸
صفحه ی سیمِ ورق جدولِ تقویم شود
گر در آرم به قلم شمّه ای از صورتِ حال ۹
صبر مفتاحِ نجات است نزاری خوش باش
اخترِ طالعت آخر به درآید ز زوال ۱۰
تا نفس را حرکت باشد و دل را قوّت
درِ امید زدن را بود امکان و مجال ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۷ - نه بی تو طاقتِ صبر و نه با تو رویِ وصال
گوهر بعدی:شماره ۷۵۹ - صخره ای بر راهِ ما بود از خیال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.