خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه، از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از درد فراق و جفای او شکایت می‌کند. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های ظریف، احساسات خود را بیان می‌کند و در پایان به ناتوانی در ترک این عشق اشاره می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و فراق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۹۹ - بیار ای بادِ جان پرور نسیمی از عرق چینش

بیار ای بادِ جان پرور نسیمی از عرق چینش
خجل کن نافۀ چین را ز بویِ زلفِ پر چینش ۱

شبی در شو به خرگاهش برافکن برقع از ماهش
تفرّج کن گلِ ستانی ز سنبل گِردِ هر چینش ۲

ببین پیراهنِ نسرین تَرازِ طرّۀ مشکین
نهان در نیفۀ هر چین هزاران نافۀ چینش ۳

به خوابش هم نمی بینم که دارم آتشین بستر
تو باری می توانی هر زمان رفتن به بالینش ۴

مرا آن بخت کی باشد که چون بادِ صبا هر شب
نقاب از رخ بر اندازم ببوسم عقدِ پروینش ۵

به یک ره بر شکست از ما و شرطِ عهد بر هم زد
جفا بر دوستان کردن نمی بایست چندینش ۶

نصیحت کردم این دل را که ای دل تَرکِ تُرکان گیر
منه دل خاصه بر تُرکی که یغما باشد آیینش ۷

ولیکن اختیاری نیست فرهادِ سبک دل را
ضرورت کوه می باید برید از بهرِ شیرینش ۸

نزاری بر ندارد چشم از روی نکورویان
مگر وقتی که بر بندد قضا چشمِ جهان بینش ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۹۸ - مرغِ دلم که زلفِ تو باشد نشیمنش
گوهر بعدی:شماره ۷۰۰ - هزار یادِ سرِ پنجۀ نگارینش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.