این متن از مولانا یا شاعری عارفانه است که به مخاطب توصیههای اخلاقی و عرفانی میکند. شاعر از مخاطب میخواهد که پندپذیر باشد، از دوگانگی بپرهیزد، و در عین حال قوی و یکرویه باشد. او همچنین از فقیهان و مشایخی که به ظاهر دینی هستند اما در عمل نادرست رفتار میکنند، انتقاد میکند و تأکید دارد که آزادگی و پاکروی مهمتر از قضاوت دیگران است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین برخی از واژهها و مفاهیم مانند «فقها»، «مشرکان»، و «وقف تراش» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا کمجذاب باشد.
شماره ۶۷۰ - پند داعی بشنو پسرو پندار مباش
تخم شیرین ز پی مائده دو شوره مپاش ۱
مشرکان دعوی توحید نکردندی کاش
چه کند طاقت خورشید ندارد خفّاش ۲
فقها بیهده گویند و مشایخ فحّاش
همه ادرار ربایند و همه وقف تراش ۳
باش یکروی و قوی باش و موافق کنکاش
گاه مرهم منه و گاه جراحت مخراش ۴
من اگر چند نیام زاهد و هستم قلّاش
هستم آزاد و نیام بندهٔ اسباب معاش ۵
پاکرو را چه غم ار عیب کنندش اوباش
زان که مردانِ خدایاند به بدنامی فاش ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.