خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد و رنج عاشقی میگوید که از بیوفایی معشوق خود رنج میبرد. شاعر از ننگ و بدعهدی معشوق شکایت کرده و از او میخواهد که انصاف را رعایت کند. او از شبهای بیداری و انتظار خود میگوید و به خداوند پناه میبرد. در نهایت، شاعر خود را بندهای نیازمند و زاریکننده توصیف میکند که تنها امیدش به یاری خداوند و لطف معشوق است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ننگ، بدعهدی و رنج عشق نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۶۳۹ - این چه ننگ است که آوردی باز
این چه ننگ است که آوردی باز
دست میگیر و ز پا می انداز ۱
ننگ شد نام تو از بدعهدی
آشکارا مکن ای عاقل راز ۲
بده انصاف و مکن بیدادی
ببُر از دشمن و با دوست بساز ۳
که کند در غم تو این همه صبر
چون من از تو که کشد این همه ناز ۴
تو و فارغ ز من و خوش در خواب
من و بیداری شبهای دراز ۵
تشنهٔ سوخته در ماه صیام
چون بود منتظر بانگ نماز ۶
من همه شب مترصّد تا کی
بر در از حلقه برآید آواز ۷
چه کنم چاره همین دارم و بس
من و درگاه خداوند و نیاز ۸
بندهای همچو نزاری دارد
ای اگر یار بود بنده نواز ۹
زاریی دارد و نه زور و نه زر
گو درین بوته به زاری بگداز ۱۰
دست میگیر و ز پا می انداز ۱
ننگ شد نام تو از بدعهدی
آشکارا مکن ای عاقل راز ۲
بده انصاف و مکن بیدادی
ببُر از دشمن و با دوست بساز ۳
که کند در غم تو این همه صبر
چون من از تو که کشد این همه ناز ۴
تو و فارغ ز من و خوش در خواب
من و بیداری شبهای دراز ۵
تشنهٔ سوخته در ماه صیام
چون بود منتظر بانگ نماز ۶
من همه شب مترصّد تا کی
بر در از حلقه برآید آواز ۷
چه کنم چاره همین دارم و بس
من و درگاه خداوند و نیاز ۸
بندهای همچو نزاری دارد
ای اگر یار بود بنده نواز ۹
زاریی دارد و نه زور و نه زر
گو درین بوته به زاری بگداز ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۸ - پردهٔ عشّاق ساخت بلبل شوریده باز
گوهر بعدی:شماره ۶۴۰ - اگر چنان که تو دانی و من به خلوت راز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.