خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فراق یار خود می‌گوید و امیدوار است که روزی معشوق به سوی او بازگردد. او از تنهایی، بی‌قراری و انتظار کشیدن برای دیدار معشوق سخن می‌گوید و با بیان احساسات خود، به دنبال تسلی بخشیدن به دلش است. شاعر از باد صبا می‌خواهد که پیامش را به معشوق برساند و از تلخی‌های عشق و شوریده‌حالی خود می‌نالد. در نهایت، او خود را به بلا و ملامت سپرده است، به امید آنکه معشوق روزی به یاد او بیفتد.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۱۴ - روزی به ما رجعت کند آن مشتری سیما مگر

روزی به ما رجعت کند آن مشتری سیما مگر
هم باز پرسد عاقبت از ما بتِ زیبا مگر ۱

با ما نمی‌افتد مگر ما را بیفکند از نظر
یا خایف است از دشمنان یا شد ملول از ما مگر ۲

بی‌هوده جانی می‌کنم دل را تسلی می‌دهم
هر روز گویم صبر کن کاری شود فردا مگر ۳

می‌بود وقتی مونسم من بعد منعم می‌کند
نپسنددم در دستِ غم آخر چنین تنها مگر ۴

بادِ صبا را گفته‌ام تا پیش‌ِ او زاری کند
بر یادِ او هر صبح‌دم رخصت دهد صهبا مگر ۵

تلخ است مِی کز خاصیت در شور می‌آرد مرا
شیرینِ من زان می‌ند ابرو ترش آیا مگر ۶

هر لحظه صفرا می‌کند از شورِ آن شیرین‌لبم
فرهاد را شیرین از آن کرده‌است در صفرا مگر ۷

هیهات اگر آرد صبا بویِ عرق‌چینش به ما
هم باد ازین معجز کند اموات را احیا مگر ۸

دل بر بلا بنهاده‌ام تن در ملامت داده‌ام
باشد که او یاد آورد روزی نزاری را مگر ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۱۳ - آخر مرا به جایِ تو باشد کسی دگر
گوهر بعدی:شماره ۶۱۵ - یار با ما یک زمانی در میان آید مگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.