خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از اضطراب و بیقراری خود میگوید و تنها تسکین آن را در نوشیدن شراب میداند. او از درد دل و رنجهای روحی خود سخن میگوید و از ساقی میخواهد که با دادن شراب، آرامش را به او بازگرداند. همچنین، شاعر از ملامتهای دیگران و تأثیر آن بر روحیه خود شکایت میکند و در نهایت به یاد دوستان و لذتهای گذرا اشاره میکند.
این شعر به موضوعاتی مانند شرابخواری و اضطرابهای روحی میپردازد که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، محتوای عرفانی و غمگین آن نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.
شماره ۵۹۷ - ساقیا تا خاطرم گیرد قرار
ساقیا تا خاطرم گیرد قرار
بیش تر هین هان بده کاسی سه چار ۱
اضطرابِ خاطرِ مجروح را
جز به می تسکین نیاید می بیار ۲
تا شود ساکن زمانی دردِ سر
دست گیرم باش یک دم پای دار ۳
تو مرا معذور دار ار من تو را
رنجه می دارم به حکمِ اضطرار ۴
بی قرارم از چه از بس دردِ دل
تو درین آتش ممانم بی قرار ۵
میخِ مجلس بودن از کسلانی است
در گرانان در فرو بند استوار ۶
از ملامت می شود مغزم تهی
با گران جان نسبتی دارد خمار ۷
خونِ رز در گردنِ هر کس دریغ
احتراز از خونِ ناحق زینهار ۸
می خوری چندان مخور کز دستِ عقل
جهل بستاند زمامِ اختیار ۹
ما و می بر یادِ رویِ دوستان
با کسی دیگر نزاری را چه کار ۱۰
حالیا غلمان و حوران حاضرند
بر امیدِ نسیه تا چند انتظار ۱۱
بیش تر هین هان بده کاسی سه چار ۱
اضطرابِ خاطرِ مجروح را
جز به می تسکین نیاید می بیار ۲
تا شود ساکن زمانی دردِ سر
دست گیرم باش یک دم پای دار ۳
تو مرا معذور دار ار من تو را
رنجه می دارم به حکمِ اضطرار ۴
بی قرارم از چه از بس دردِ دل
تو درین آتش ممانم بی قرار ۵
میخِ مجلس بودن از کسلانی است
در گرانان در فرو بند استوار ۶
از ملامت می شود مغزم تهی
با گران جان نسبتی دارد خمار ۷
خونِ رز در گردنِ هر کس دریغ
احتراز از خونِ ناحق زینهار ۸
می خوری چندان مخور کز دستِ عقل
جهل بستاند زمامِ اختیار ۹
ما و می بر یادِ رویِ دوستان
با کسی دیگر نزاری را چه کار ۱۰
حالیا غلمان و حوران حاضرند
بر امیدِ نسیه تا چند انتظار ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۶ - ز دوستانِ قدیمی نظر دریغ مدار
گوهر بعدی:شماره ۵۹۸ - به هیچ بندگیی گرچه نیستم در کار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.