خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به موضوع عشق و رنج‌های ناشی از آن می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که وقتی عشق فرود می‌آید، گریزی از آن نیست و تلاش برای حفظ دل بی‌فایده است. او همچنین به ناتوانی در درک کامل معانی عمیق و بی‌فایده بودن عقل در برابر عشق اشاره می‌کند. متن تأکید دارد که عشق واقعی نیازمند فداکاری است و بدون آن، ناز و نیاز بی‌معناست. در نهایت، شاعر از گداخته شدن در راه معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که گاهی رهایی از این رنج ممکن نیست.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۵۶۹ - قضای عشق چو نازل شد احتراز چه سود

قضای عشق چو نازل شد احتراز چه سود
چو دل برفت مراعات دلنواز چه سود ۱

به پای آبله نتوان ره دراز برید
چو قاصر است معانی سخن دراز چه سود ۲

چو ترک جان نتوان گفت عشق نتوان باخت
نگفته اند که با روی دوست ناز چه سود ۳

چو عشق مملکت جان و دل به هم برزد
به هرزه تعبیه عقل چاره ساز چه سود ۴

نه دیده بان وجود است دیده غماز
ولی چو یاور دزدست دیده باز چه سود ۵

مراد حج تو ای دل نیازمندی توست
چو قبله بازندانی ز بت نماز چه سود ۶

نزاری از بگدازد مرا ز یار چو زر
خلاص روی ندارد ز بس گداز چه سود ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶۸ - ای دل به اختیار تو کاری نمی رود
گوهر بعدی:شماره ۵۷۰ - قضا ز عشق چو نازل شود گریز چه سود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.