خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از درد عشق و فراق سخن می‌گوید. شاعر از ملالت‌های ناشی از دوری معشوق و امید به وصال او می‌سراید. همچنین، از عشق بی‌پاسخ و رنج‌های ناشی از آن شکایت می‌کند و در نهایت، به خاک درگاه معشوق به عنوان تنها مأمن دل سوخته‌اش اشاره می‌کند.

این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۸۵ - تا با منت این ملال باشد

تا با منت این ملال باشد
کی با منت اتّصال باشد ۱

هر چند که صحبتِ گدایی
با پادشهی محال باشد ۲

نتوان دانست هم بکوشم
باشد که مگر وصال باشد ۳

گر حسن کند شگفت نبود
آن را که چنین جمال باشد ۴

جز خاکِ درِ تو آتشِ دل
ننشاند اگر زلال باشد ۵

اندیشه نمی کنی که چندین
بی داد و ستم وبال باشد ۶

از کویِ تو جان برد نزاری
هرگز نبرد خیال باشد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۸۴ - یار آن است که با یار موافق باشد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۶ - به ترک دوستی کردن نه کار اهل دل باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.