خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از بی‌قراری و بی‌صبری در عشق، تلاش برای وصال معشوق، و ناامیدی‌های ناشی از دوری می‌نالد. همچنین، به تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان اشاره می‌کند و از روزگار و تقدیر شکایت دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۶۵ - همین که چشم ز خوابِ خمار بر هم زد

همین که چشم ز خوابِ خمار بر هم زد
همه ولایتِ صبر و قرار بر هم زد ۱

به یار گفتم بر هم مزن سرو کارم
جزین حدیث نگفتم که یار بر هم زد ۲

گر از سبک سری و بی دلی زدم درِ وصل
هزار بن گهِ صبر انتظار بر هم زد ۳

کجا رسم به کنار از میانِ او که خیال
به موجِ عشق میان و کنار بر هم زد ۴

به یک کرشمه که کرد از کرانۀ برقع
همه نهانِ من و آشکار بر هم زد ۵

به روزگارِ من والتقاتِ او هیهات
هزار هم چو مرا روزگار بر هم زد ۶

دمِ گریز و درِ توبه می زند اکنون
چو روزگارِ نزاریِ زار بر هم زد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶۴ - گر مرا دل نواز بنوازد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۶ - خرد را که می ننگ و نامش بسوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.