خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم فراق یارش مینالد و بیان میکند که یارش دیگر به یاد او نیست. او از طبیعت و عناصر مختلف مانند صبا، چمن، یوسف، و در عدن برای توصیف این فراق استفاده میکند. شاعر همچنین از گریه و اشک خود میگوید و اینکه یارش حتی به یاد وطن و خاطرات گذشته نیز نیست.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارات ادبی ممکن است برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۳۹۷ - یارم که ز من نمی کند یاد
یارم که ز من نمی کند یاد
جان است وز تن نمی کند یاد ۱
بگذشت صبا مگر به کویش
دیگر ز چمن نمی کند یاد ۲
برگشت مگر به کوی یوسف
از بیت حَزَن نمی کند یاد ۳
با لوء لوء آبدارِ دندانش
از دُر عدن نمی کند یاد ۴
از گریه زار و اشک شورم
آن پسته دهن نمی کند یاد ۵
مسکین دل من برفت و دیگر
از کنج وطن نمی کند یاد ۶
انکار مکن اگر نزازی
زان عهد شکن نمی کند یاد ۷
جان است وز تن نمی کند یاد ۱
بگذشت صبا مگر به کویش
دیگر ز چمن نمی کند یاد ۲
برگشت مگر به کوی یوسف
از بیت حَزَن نمی کند یاد ۳
با لوء لوء آبدارِ دندانش
از دُر عدن نمی کند یاد ۴
از گریه زار و اشک شورم
آن پسته دهن نمی کند یاد ۵
مسکین دل من برفت و دیگر
از کنج وطن نمی کند یاد ۶
انکار مکن اگر نزازی
زان عهد شکن نمی کند یاد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۶ - زمانه گرچه بسی بر سرم نهاد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۸ - فریاد نمی رسند فریاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.