خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد فراق و انتظار عاشقانه است. شاعر از جدایی معشوق شکایت کرده و بیتابی خود را در غیاب یار توصیف میکند. او از اشکهای خونین، روزگار تاریک و وابستگی روحی به معشوق میگوید و در نهایت، بیاختیاری خود در این عشق را اعتراف میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات پیچیدهای مانند فراق، اندوه و وابستگی عاطفی در این شعر وجود دارد که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیهات (مانند 'اشک خونین') ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۲۶۶ - کُشتی از بس انتظارم آه دوست
کُشتی از بس انتظارم آه دوست
بیش از این طاقت ندارم آه دوست ۱
با تو می دانی که چون خو کرده ام
بی تو پس چون طاقت آرم آه دوست ۲
تا تو رفتی از کنارم بود و هست
پر سرشکِ خون کنارم آه دوست ۳
چشمِ بد ناگاه بر هم زد چنین
همچو زلفت روزگارم آه دوست ۴
چون شوی پیوند جان از ما مبُر
آخرت دیرینه یارم آه دوست ۵
بر من از آشفتگی ها عیب نیست
چون کنم بی اختیارم آه دوست ۶
از نزاری زاری ای مانده ست و بس
هم چنین تا چند زارم آه دوست ۷
بیش از این طاقت ندارم آه دوست ۱
با تو می دانی که چون خو کرده ام
بی تو پس چون طاقت آرم آه دوست ۲
تا تو رفتی از کنارم بود و هست
پر سرشکِ خون کنارم آه دوست ۳
چشمِ بد ناگاه بر هم زد چنین
همچو زلفت روزگارم آه دوست ۴
چون شوی پیوند جان از ما مبُر
آخرت دیرینه یارم آه دوست ۵
بر من از آشفتگی ها عیب نیست
چون کنم بی اختیارم آه دوست ۶
از نزاری زاری ای مانده ست و بس
هم چنین تا چند زارم آه دوست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۵ - آرزویی بود و شد محو در اوصافِ دوست
گوهر بعدی:شماره ۲۶۷ - بدان خدای که مثلت نیافرید ای دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.