خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و مستی و بتپرستی سخن میگوید و بیان میکند که تحت تأثیر نگاه معشوق، اختیار خود را از دست داده است. او به دیر مغان و میپرستی اشاره میکند و میگوید که از بس میپرستی، بتپرست شده است. شاعر همچنین به نقد زهد خشک میپردازد و عشق را فراتر از عقل میداند. در پایان، از ملامت مستان خودداری میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، اشاره به میپرستی و بتپرستی ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شماره ۲۵۱ - خرابم از آن نرگسِ نیم مست
خرابم از آن نرگسِ نیم مست
تمام اختیارم برون شد ز دست ۱
توقّع مکن کز کماندار تیر
اعادت کند چون برون شد زشست ۲
به دیرِ مغان میپرستیدهام
ز بس می پرستی شدم بت پرست ۳
اگر بت پرستی در اسلام نیست
کسی را ندانم در اسلام هست ۴
که رویِ بتی دید و پوشید چشم
که مکروه دید و مقابل نشست ۵
بیا بگذر ای خواجه از زهدِ خشک
موحّد ز تردامنی باز رست ۶
دری هست بیش از مبادیِ عقل
که بر عشق بازست تا بر که بست ۷
ز تو هیچ نگشاید از خود ببُر
مجرّد ز هم راهِ بد بر شکست ۸
چو افسرده خام است و عاشق بسوخت
ملامت مکن بر نزاریِ مست ۹
تمام اختیارم برون شد ز دست ۱
توقّع مکن کز کماندار تیر
اعادت کند چون برون شد زشست ۲
به دیرِ مغان میپرستیدهام
ز بس می پرستی شدم بت پرست ۳
اگر بت پرستی در اسلام نیست
کسی را ندانم در اسلام هست ۴
که رویِ بتی دید و پوشید چشم
که مکروه دید و مقابل نشست ۵
بیا بگذر ای خواجه از زهدِ خشک
موحّد ز تردامنی باز رست ۶
دری هست بیش از مبادیِ عقل
که بر عشق بازست تا بر که بست ۷
ز تو هیچ نگشاید از خود ببُر
مجرّد ز هم راهِ بد بر شکست ۸
چو افسرده خام است و عاشق بسوخت
ملامت مکن بر نزاریِ مست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۰ - دوش رفتم در خرابات از نماز شام مست
گوهر بعدی:شماره ۲۵۲ - مست آمدیم و باز چنان میرویم مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.