خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از نیاز شدید خود به معشوق میگوید و بیان میکند که دوری از معشوق مانند شبی طولانی و بیخواب است. او از امید و عشق سخن میگوید و تأکید میکند که تنها معشوق اسرار قلبش را میداند. شاعر وفاداری و فداکاری را ستایش میکند و از عشق و جوانی به نیکی یاد میکند. در نهایت، او به قدرت خداوند در حل مشکلات اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۳۷ - به دیدار توام چندان نیازست
به دیدار توام چندان نیازست
که شرحش چون شبِ هجران درازست ۱
دگر خوابم نمی گیرد که تا روز
همه شب چشمم از اندیشه بازست ۲
نیازم در نمی گیرد همانا
درِ امّید مشتاقان فرازست ۳
تو می دانی و من اسرار معلوم
کسی دیگر نداند کاین چه رازست ۴
وفا می کن که جانِ اهل معنی
فدایِ راهِ یارِ پاک بازست ۵
بناز از کام رانی بر جوانی
که بر ماهت به خوبی جای نازست ۶
مرا بر صبر تلقین می کند عقل
ولیکن عشق می گوید مجازست ۷
برآید کارها بی سعی مخلوق
نیاز بی دلان با بی نیازست ۸
ز مولا استعانت کن نزاری
که در هر حال مولا کارسازست ۹
که شرحش چون شبِ هجران درازست ۱
دگر خوابم نمی گیرد که تا روز
همه شب چشمم از اندیشه بازست ۲
نیازم در نمی گیرد همانا
درِ امّید مشتاقان فرازست ۳
تو می دانی و من اسرار معلوم
کسی دیگر نداند کاین چه رازست ۴
وفا می کن که جانِ اهل معنی
فدایِ راهِ یارِ پاک بازست ۵
بناز از کام رانی بر جوانی
که بر ماهت به خوبی جای نازست ۶
مرا بر صبر تلقین می کند عقل
ولیکن عشق می گوید مجازست ۷
برآید کارها بی سعی مخلوق
نیاز بی دلان با بی نیازست ۸
ز مولا استعانت کن نزاری
که در هر حال مولا کارسازست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۶ - مرا از روی خوبان ناگزیرست
گوهر بعدی:شماره ۲۳۸ - در کویِ خرابات کسی را که نیازست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.