خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عشق و ارادت خود را به معشوق بیان میکند و او را قبلهگاه خود میداند. او از عشق زمینی به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت یاد میکند و سنتهای مذهبی را در برابر عشق خود ناچیز میشمرد. شاعر همچنین از زندگی در کنج دیر مغان و دوری از تظاهر و ریا سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به مفاهیمی مانند مینوشی و دیر مغان ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۱۸۸ - کنون که قبله ی من روی آن نگارین است
کنون که قبله ی من روی آن نگارین است
سجود پیش رخ او کنم که راه این است ۱
نماز من چو در این قبله طاعت است و قبول
ز خاک قبله ی خود ساختن چه آیین است ۲
چو روی دوست بود فارغم ز قبله ی غیر
اگر چه کفر تو باشد ولی مرا دین است ۳
چو دیر هست چه جویم نشان صومعه باز
که کنج صومعه ها مسکن مساکین است ۴
نگنجد این سخن اندر دهان ناقص عقل
که این سخن نه برازای مرد خود بین است ۵
نزاری و می و معشوق و کنج دیر مغان
طریق عاقل و مجنون بی غرض این است ۶
سجود پیش رخ او کنم که راه این است ۱
نماز من چو در این قبله طاعت است و قبول
ز خاک قبله ی خود ساختن چه آیین است ۲
چو روی دوست بود فارغم ز قبله ی غیر
اگر چه کفر تو باشد ولی مرا دین است ۳
چو دیر هست چه جویم نشان صومعه باز
که کنج صومعه ها مسکن مساکین است ۴
نگنجد این سخن اندر دهان ناقص عقل
که این سخن نه برازای مرد خود بین است ۵
نزاری و می و معشوق و کنج دیر مغان
طریق عاقل و مجنون بی غرض این است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - آنجا همه شیر و انگبین است
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - بتی لاغر میان فربه سرین است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.