خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او حالات عاشقانهاش را با تصاویری مانند زلف پریشان، ماهی بر تابه، و سیلاب اشک توصیف میکند. همچنین، از رنجهای عشق مانند بیخوابی و حسادت رقیبان میگوید و در نهایت به پناه بردن به معشوق اشاره میکند.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۱ - دلم چو زلف پریشان دوست پر تاب است
دلم چو زلف پریشان دوست پر تاب است
ز سوزناکی چو ماهیی که بر تابهست ۱
از آن زمان که بدیدم پر آب چشمانش
کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است ۲
گزاف نیست ز سیلاب دیده گر گویم
به جنت بحر کنارم محیط پایاب است ۳
چو پیش چشم بر استد خیال ابروی دوست
گمان برم که مرا روی در دو محراب است ۴
محققان نپسندند بر دو قبله نماز
دو سکه بر درمی کار مرد قلّاب است ۵
تهی شده ست دماغم ز فرط بیداری
ولی چه سود که بختم همیشه در خواب است ۶
دگر کسان ز رقیبان دوست بگریزند
پناه جان نزاری جواز بوّاب است ۷
ز سوزناکی چو ماهیی که بر تابهست ۱
از آن زمان که بدیدم پر آب چشمانش
کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است ۲
گزاف نیست ز سیلاب دیده گر گویم
به جنت بحر کنارم محیط پایاب است ۳
چو پیش چشم بر استد خیال ابروی دوست
گمان برم که مرا روی در دو محراب است ۴
محققان نپسندند بر دو قبله نماز
دو سکه بر درمی کار مرد قلّاب است ۵
تهی شده ست دماغم ز فرط بیداری
ولی چه سود که بختم همیشه در خواب است ۶
دگر کسان ز رقیبان دوست بگریزند
پناه جان نزاری جواز بوّاب است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - هزار جان گرامی فدای خاک درت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - کنار من ز سرشک دو دیده غرقاب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.