خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی از مولانا یا شاعر دیگری از مکتب عرفانی است که به موضوعاتی مانند تسلیم در برابر عشق الهی، ترک غرور و خودخواهی، و پیوستن به راه حق می‌پردازد. شاعر از مخاطب می‌خواهد که از ناز و غرور دست بردارد، به جمع باختگان عشق بپیوندد، و با تسلیم و اخلاص به سوی وحدت حرکت کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و اصطلاحات خاص آن دارد.

مشاهده کامل

شماره ۶۳ - در خرابات گدایان ز سر ناز میا

در خرابات گدایان ز سر ناز میا
نشنیدی و ندیدی برو و باز میا ۱

زینهار از تو که با ساز مخالف نروی
راست می ساز چو بازآیی ناساز میا ۲

راه ما تا نکنی قطع مقامات مپوی
کوی ما تا نشوی خانه برانداز میا ۳

جای در باختگان است و بد انداختگان
در مقامرکده بی حرمت و اعزاز میا ۴

کنج ما گنج نهان است در او بنهفته
سوی ما تا نشوی معتمد راز میا ۵

تا سرافرازی و گردن کشی از ما دوری
پس بنه گردن تسلیم و سرافراز میا ۶

روی در کعبة وحدت نتوان با خود رفت
در چنین قافله با کثرت انباز میا ۷

تا نخوانند به آن جا نتوانی رفتن
بر پی بانگ دعا باز خوش آواز میا ۸

فاش مرغی است نزاری و چو بلبل بر گل
گو دگر بر سر این شاخ به پرواز میا ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۲ - جام پر جان کن بیاور ساقیا
گوهر بعدی:شماره ۶۴ - ای جانِ به لب رسیده بشتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.