متن بالا یک شعر عرفانی و مذهبی است که در آن شاعر از خداوند طلب عفو، رحمت و بخشش گناهان میکند. او به فضل و رحمت الهی امید بسته و اشاره میکند که حیات و ممات انسانها به لطف خداوند است. شاعر همچنین از آل نبی یاد میکند و تأکید مینماید که بدون محبت به آنان، کارهای انسان بیثمر است. در بخشی از شعر، به نقد رای و قیاس بیثبات انسانها پرداخته و آن را بیهوده میداند. در انتها، شاعر از بتهای خیالی و افکار پوچ انسانها سخن میگوید و اشاره میکند که پنجاه سال سخن گفته اما هنوز نتوانسته صفات الهی را به طور کامل بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات فلسفی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۳ - یارب به عفو توست امید نجات ما
بپذیر عذر و در گذر از سیئات ما ۱
اِرحم به فضل خود که ندارد تعلقی
الا به رحمت تو حیات و ممات ما ۲
گر نه به حب آل نبی ممتلی بود
ناید به هیچ کار نفوس و ذوات ما ۳
بر هرزه از عدم به وجود آمدیم نی
سرّی بود هر آینه هم در حیات ما ۴
مولود ما ز نطفة امرست در وجود
ولدان به اصل باز برند امهات ما ۵
دام غرور بر گذر ما نهاده اند
رای و قیاسِ منقلب بی ثبات ما ۶
فریاد ما ز رای و قیاس محال ماست
نه نه قیاس و رای نه، عزی و لات ما ۷
بست ها که در مخیلة ما مصورند
در سومنات نیست زهی ترّهات ما ۸
شاید اگر چو لات پرستان لقب نهند
بت خانة مخیله را سومنات ما ۹
پنجاه سال بی هده گفتی نزاریا
وز صد یکی هنوز نگفتی صفات ما ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.