خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنج‌های عاشقانه، ملامت‌های دنیوی و ناکامی‌های روحی می‌پردازد. شاعر از درد دل سوخته، بی‌توجهی معشوق، و نادیده گرفته شدن توسط دیگران سخن می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند تقدیر، عقل و جنون، و تفاوت بین عاشق و عاقل اشاره دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج عشق و نقد اجتماع ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۲ - طاقت بار ملامت نبود گردون را

طاقت بار ملامت نبود گردون را
وین شرف شیفتگان راست نه هر مادون را ۱

من دل سوخته با این همه خامان چه کنم
نافه را بوی بود نی جگر پر خون را ۲

ماه تا روی مبارک به کسی بنماید
بخت مسعود بباید نظر میمون را ۳

هر که دیده ست ملامت نکند بر چو منی
بنده بودن حرکت های چنان موزون را ۴

دانه ی اشک مرا بر سر کویش چه محل
پیش او قدر نباشد گهر مکنون را ۵

ای که بیگانه ای از عشق مکن گستاخی
آشنا ناشده چون عبره کنی جیحون را ۶

دل مجنون مرا هیچ مداوا نکند
گر خدا بار دگر جان دهد افلاطون را ۷

من ندانم که رقیب از چه معذّب دارد
عاشق خسته دل از شهر شده بیرون را ۸

زاهدی عیب نزاری به تعصب می کرد
که بباید چو سگان سوختن آن ملعون را ۹

عاشقی گفت چه می خواهی از آن بیچاره
او خود آهنگ سفر کرده بود اکنون را ۱۰

عاقلان این سخن آخر نشنودند هنوز
که خردمند نصیحت نکند مجنون را ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱ - چه شود گر بپذیری من تر دامن را
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - به زیر طاق دو ابرو ساحرند او را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.