خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که به سرنوشتی که خداوند برایش رقم میزند ایمان دارد، چه او را به جهنم بفرستد و چه به بهشت. او خود را بندهای مطیع میداند و معتقد است که خداوند او را به مقامهای بالایی میرساند. شاعر همچنین به ناتوانی انسان در فهمیدن مقاصد الهی اشاره میکند و در پایان متوجه میشود که تنها خداوند است که میتواند او را از دغدغههای دنیوی رها کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها و عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۳ - یقینم که ضایع نماند مرا
یقینم که ضایع نماند مرا
زلالی به لب برچکاند مرا ۱
اگر خواهد از تند بالای قهر
به قعر جهنم دواند مرا ۲
و گر خواهد از پای گاه عدم
به فردوس اعلا رساند مرا ۳
به سلطانیّ ام ملک باقی دهند
اگر بندۀ خویش خواند مرا ۴
طفیل گدایان اویم اگر
به تخت کیی برنشاند مرا ۵
که داند مگر دایۀ صنعِ او
که بهر چه می پروراند مرا ۶
به کشتیِ همت نزاری مگر
ز بحرِ بلا بگذراند مرا ۷
غلط می کنم زان که اوییِ او
ز ماییِ ما وا رهاند مرا ۸
زلالی به لب برچکاند مرا ۱
اگر خواهد از تند بالای قهر
به قعر جهنم دواند مرا ۲
و گر خواهد از پای گاه عدم
به فردوس اعلا رساند مرا ۳
به سلطانیّ ام ملک باقی دهند
اگر بندۀ خویش خواند مرا ۴
طفیل گدایان اویم اگر
به تخت کیی برنشاند مرا ۵
که داند مگر دایۀ صنعِ او
که بهر چه می پروراند مرا ۶
به کشتیِ همت نزاری مگر
ز بحرِ بلا بگذراند مرا ۷
غلط می کنم زان که اوییِ او
ز ماییِ ما وا رهاند مرا ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - تا می نمی خورم غمِ دل می خورد مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - بگویید ای مسلمانان که درمان چیست کارم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.