خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او از رنجهای عشق و انتظار کشیدن برای دیدار معشوق مینالد، اما با این وجود، هرگز از عشق او خسته نمیشود و وفاداری خود را حفظ میکند. شاعر امیدوار است که روزی بتواند به معشوق برسد و از رنج دوری رهایی یابد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸ - چو به ترک تاز بردی دل مستمند ما را
چو به ترک تاز بردی دل مستمند ما را
به کمینه بنده ی خود به از این نگر خدا را ۱
اگر از سر عنایت به چو من نیاز مندی
نظری کنی به رحمت چه زیان کند شما را ۲
وگرت به خواب بینم نکنم دگر شکایت
طمع وصال کردن به چه زهره و چه یارا ۳
تو چو غنچه زیر چادر به هزار ناز خفته
من منتظر همه شب مترصدم صبا را ۴
مشنو که از تو هرگز به جفا ملول گردم
قدمی ندارد آن کو نبرد به سر وفا را ۵
من از این قضای مبرم نرهم به زندگانی
چه کند کسی که گردن بنهد چو من قضا را ۶
مگرم شود میسر ز کنار تو میانی
به خدا که از نزاری نکنی کرانه یارا ۷
به کمینه بنده ی خود به از این نگر خدا را ۱
اگر از سر عنایت به چو من نیاز مندی
نظری کنی به رحمت چه زیان کند شما را ۲
وگرت به خواب بینم نکنم دگر شکایت
طمع وصال کردن به چه زهره و چه یارا ۳
تو چو غنچه زیر چادر به هزار ناز خفته
من منتظر همه شب مترصدم صبا را ۴
مشنو که از تو هرگز به جفا ملول گردم
قدمی ندارد آن کو نبرد به سر وفا را ۵
من از این قضای مبرم نرهم به زندگانی
چه کند کسی که گردن بنهد چو من قضا را ۶
مگرم شود میسر ز کنار تو میانی
به خدا که از نزاری نکنی کرانه یارا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - چو عکس لعل تو بر دیده بگذرد ما را
گوهر بعدی:شماره ۹ - نه کسی که باز پرسد ز فراق یار ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.