خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از شبی یاد میکند که با وجود نبود مهتاب، معشوق در آغوشش بود و از موسیقی و سرود لذت میبرد. این شب برای او لحظهای فراموشنشدنی و سرشار از شادی بود.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، درک زیباییشناسی شعر کلاسیک معمولاً به بلوغ فکری و تجربهٔ بیشتر نیاز دارد.
شماره ۹۰ - از عمر شبی به کام دل دوشم بود
از عمر شبی به کام دل دوشم بود
کاواز سرود و رود درگوشم بود
بگذشته و بامداد فرموشم بود
مهتاب نبود و مه در آغوشم بود
کاواز سرود و رود درگوشم بود
بگذشته و بامداد فرموشم بود
مهتاب نبود و مه در آغوشم بود
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹ - تا چند دل تو چشمهٔ نور بود
گوهر بعدی:شماره ۹۱ - حیرت همه در درنگ و سنگ تو بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.