خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از تغییرات پیری و تأثیر آن بر ظاهر و حالات خود سخن میگوید. او به سیاهی موی جوانی خود اشاره میکند که در پیری سفید شده است و از ضعف جسمانی خود در این دوران مینالد. در ادامه، شاعر به عبادت و سجدههای خود اشاره کرده و از خداوند طلب آمرزش میکند، با این باور که رحمت الهی از گناهان او بیشتر است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و تفکر درباره پیری و گناه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، این شعر نیاز به درک نسبی از زندگی و گذر زمان دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۲۱ - موی سیاه من به جوانی چو مشک بود
موی سیاه من به جوانی چو مشک بود
کافور شد به پیری مشک سیاه من ۱
آورد روزگار ز پیری اثر پدید
بر روی پژمریده و پشت دوتاه من ۲
هرگه که من به سجده نهم روی بر زمین
از دیدگان بر آب شود سجدهگاه من ۳
یا رب اگر چه هست فراوان مرا گناه
آمرزش تو بیشتر است از گناه من ۴
کافور شد به پیری مشک سیاه من ۱
آورد روزگار ز پیری اثر پدید
بر روی پژمریده و پشت دوتاه من ۲
هرگه که من به سجده نهم روی بر زمین
از دیدگان بر آب شود سجدهگاه من ۳
یا رب اگر چه هست فراوان مرا گناه
آمرزش تو بیشتر است از گناه من ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - چون مشک سیه بود مرا هر دو بنا گوش
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - بیار فاخته مهرا شراب غالیه بوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.