خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از خداوند میخواهد که در بزم خود او را از بلاها نجات دهد و به او افتخار دهد. او ابراز میکند که سالهاست خدمتگزار خدا بوده و حتی اگر دیگران ندانند، خدا از وفاداری او آگاه است. شاعر آرزو میکند که تا قیامت، مایه فخر باشد و در بزم الهی مورد احترام قرار گیرد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و معنوی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱ - ای خداوندی که چون در بزم بنشانی مرا
ای خداوندی که چون در بزم بنشانی مرا
از بلا و محنت ایام برهانی مرا ۱
حق خدمت دارم اندر دولت تو سالها
گر کس دیگر نمیداند همی دانی مرا ۲
تا قیامت فخر من باشد که اندر بزم خویش
در بر تختم نشانی و بدر خوانی مرا ۳
از بلا و محنت ایام برهانی مرا ۱
حق خدمت دارم اندر دولت تو سالها
گر کس دیگر نمیداند همی دانی مرا ۲
تا قیامت فخر من باشد که اندر بزم خویش
در بر تختم نشانی و بدر خوانی مرا ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:غزلیات
گوهر بعدی:شماره ۲ - شریف خاطر مسعود سعد سلمان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.