این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای پراحساس، عشق و دلبستگی خود را به معشوق توصیف میکند. او از زیباییهای معشوق، از جمله موها و لبهایش سخن میگوید و درد فراق و اشتیاق دیدار را بیان میکند. شاعر همچنین از سوختن و ساختن در راه عشق میگوید و تأکید میکند که بدون معشوق، هیچ شادی و لذتی برایش ارزش ندارد.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و فراق ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۴۸ - ای آفتاب یغما ای خَلُّخی نژاده
هم ترک ماه رویی هم حور ماه زاده ۱
هستی به مهر و خدمت استاده و نشسته
هم در دلم نشسته هم پیشم ایستاده ۲
گه راز منگشایی زان زلفکان بسته
گه اشک منگشایی زان دو لبگشاده ۳
تو سیم ساده داری در زیر مشک سوده
من لعل سوده دارم بر روی سیم ساده ۴
گر بی تو شادی آرم یارم مباد شادی
ور بیتو باده نوشم نوشم مباد باده ۵
دارم ز دست عشقت دو دست بر سر و دل
بر سر یکی فکنده بر دل یکی نهاده ۶
از دیده آب ریزم وز دل فروزم آتش
با هر دو چیز هستم خرمن به باد داده ۷
دیدم بسی عجایب زین طرفهتر ندیدم
چشمی پرآب و آتش بر خرمن اوفتاده ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.