خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از غم و اندوه ناشی از فراق معشوق مینویسد و بیان میکند که چگونه عشق به او باعث شده تا مانند مجنون دیوانه شوند و دست از کار بکشند. معشوق به زیبایی و دلبری توصیف شده و شاعر از درد دوری او مینالد.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابلدرک نباشد.
شماره ۳۹ - جانا کجا شدی که ز بهر تو غم خوریم
جانا کجا شدی که ز بهر تو غم خوریم
هر ساعت از غمان تو آشفته دلتریم ۱
لیلی دیگری تو به خوبی و دلبری
ما در غم فراق تو مجنون دیگریم ۲
ما را به عشقت اندر بیکار شد دو دست
یک دست بر دلیم و دگردست بر سریم ۳
هر ساعت از غمان تو آشفته دلتریم ۱
لیلی دیگری تو به خوبی و دلبری
ما در غم فراق تو مجنون دیگریم ۲
ما را به عشقت اندر بیکار شد دو دست
یک دست بر دلیم و دگردست بر سریم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - ای پسر ما دل ز تو برداشتیم
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.