خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از شکستن عهد توبه و نشستن در خرابات به خاطر معشوق سخن می‌گوید. او خود را در صف پرستندگان خورشید قرار داده و با بستن زنّار (کمربند مخصوص زرتشتیان) نشان می‌دهد که خورشیدپرست است. شاعر از معشوق می‌خواهد که او را ببندد و حد بزند، چرا که از هجران معشوق دیوانه و از عشق او مست است. او از معشوق می‌پرسد که چرا از دیوانگی و مستی او می‌گریزد، در حالی که در هر حال از او گذری ندارد.

متن دارای مضامین عاشقانه و تصوفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به خرابات و مستی ممکن است نیاز به توضیح و درک بیشتری داشته باشد که برای سنین پایین مناسب نیست.

مشاهده کامل

شماره ۳۲ - مشکن صنما عهد که من توبه شکستم

مشکن صنما عهد که من توبه شکستم
وز بهر تو درکنج خرابات نشستم ۱

اندر صف خورشید پرستان شدم اینک
زیراکه میان سخت به زنّار ببستم ۲

پیش تو برم سجده میان بسته به زنّار
تا خلق بدانند که خورشید پرستم ۳

بندم کن و حدّم بزن ای شحنهٔ خوبان
کز هجر تو دیوانه و از عشق تو مستم ۴

از مستی و دیوانگی من چه گریزی
کز تو گذرم نیست بهرحال که هستم ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱ - از غم عشقت نگارا دیده پرخون‌کرده‌ام
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.