شاعر در این شعر از عشق و دلباختگی به معشوق سخن میگوید. او بارها در دام عشق و بلای آن افتاده، دل به زلف معشوق بسته و از فراق و هجران رنج کشیده است. با این حال، با وجود شکستن توبه و سوگند، دوباره به عشق بازگشته و در نهایت، با دیدار معشوق شادمان شده است. شعر ترکیبی از احساسات شدید عاشقانه، رنجهای عشق و شادی وصال را بیان میکند.
این شعر دارای مضامین عاشقانهای است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «توبه شکستن» یا «خون جگر از دیده گشادیم» ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. بنابراین، مناسبترین رده سنی برای درک و ارتباط با این شعر، نوجوانان و بزرگسالان است.
شماره ۲۳ - سر بر خط عشق تو نهادیم دگربار
در دام بلای تو فتادیم دگربار ۱
تا در شکن زلف تو بستیم دل خویش
خون جگر از دیده گشادیم دگربار ۲
از بهر تو ما توبه و سوگند شکستیم
برکف قدحِ باده نهادیم دگربار ۳
سرمایه و پیرایهٔ ما صبر و خرد بود
صبر و خرد از دست بدادیم دگربار ۴
پیمودن با دست سخنهای من و تو
بستوهی و ما بر سر بادیم دگربار ۵
هرچند که بودیم زهجران تو غمگین
امروز به دیدار تو شادیم دگربار ۶
وصل تو چشیدیم و فراق تو کشیدیم
گویی که بمردیم و بزدایم دگربار ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.