خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او احساس میکند که معشوقش با بیرحمی با او رفتار کرده و دلش را آزرده است. با این حال، هنوز عشق شدیدی به معشوق دارد و حاضر است برای او هر کاری انجام دهد. شاعر از سوزش عشق و زیبایی معشوق میگوید و بیان میکند که از ابتدا دل به او باخته است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۳ - امروز بتم تیغ جفا آخته دارد
امروز بتم تیغ جفا آخته دارد
خون دلم از دیده برون تاخته دارد ۱
او را دلم آرامگه است و عجب این است
کارامگه خویش برانداخته دارد ۲
صد مشعله از عشق برافروخته دارم
تا صد علم از حسن برافراخته دارد ۳
جانم ببرد گر ز پی نرد بتازد
زیرا که ااز آغاز تو را باخته دارد ۴
صد سلسله دارد ز شبه ساخته برسیم
وان سلسله گویی که مرا ساخته دارد ۵
خون دلم از دیده برون تاخته دارد ۱
او را دلم آرامگه است و عجب این است
کارامگه خویش برانداخته دارد ۲
صد مشعله از عشق برافروخته دارم
تا صد علم از حسن برافراخته دارد ۳
جانم ببرد گر ز پی نرد بتازد
زیرا که ااز آغاز تو را باخته دارد ۴
صد سلسله دارد ز شبه ساخته برسیم
وان سلسله گویی که مرا ساخته دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - امروز بت من سر پیکار ندارد
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - مرا گذر بهسوی کوی یار باید کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.