خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به انتقاد از فردی به نام "پیر فوطه پوش" میپردازد که ادعای عشق دارد اما ظاهر و رفتارش با عشق واقعی در تضاد است. شاعر اشاره میکند که عشق واقعی نیازمند صداقت و فداکاری است و این فرد با تظاهر و ریاکاری نمیتواند عاشق واقعی باشد. در پایان، شاعر توصیه میکند که به جای سخنان بیاساس، به بادهنوشی روی آورد که برای او مناسبتر است.
این شعر حاوی مفاهیم انتقادی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به بادهنوشی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۵ - ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاست
ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاست
که عشق و فوطه و پیری بهم نیاید راست ۱
تو را که هست دو عارض سپید و جامه کبود
دلت سیاه و رخت زرد و اشک سرخ چراست ۲
تو را به عشق همه راستگوی نشناسند
و گرچه بر تو اثرهای عاشقی پیداست ۳
مگر که بشکنی از بهر عشق توبه و نذر
که نذر و توبه شکستن ز بهر عشق رواست ۴
سخن ز رَحل مگوی و ز رَطل گوی سخن
که عاشقی و به دست تو رطل باده سزاست ۵
که عشق و فوطه و پیری بهم نیاید راست ۱
تو را که هست دو عارض سپید و جامه کبود
دلت سیاه و رخت زرد و اشک سرخ چراست ۲
تو را به عشق همه راستگوی نشناسند
و گرچه بر تو اثرهای عاشقی پیداست ۳
مگر که بشکنی از بهر عشق توبه و نذر
که نذر و توبه شکستن ز بهر عشق رواست ۴
سخن ز رَحل مگوی و ز رَطل گوی سخن
که عاشقی و به دست تو رطل باده سزاست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - شب نماید در صفت زلفین آن بت روی را
گوهر بعدی:شماره ۶ - حلقههای زلف جانان تا سراندر سرزده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.