خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که پس از رها شدن از هوای نفس، تنها چیزی که از او برمیآید ناله و فریاد است. او اظهار میدارد که هیچکس جز معشوق نمیتواند فریادش را بشنود و از دست او کمک بخواهد.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۲ - تا بنده شد از هوا قرین هوسی
تا بنده شد از هوا قرین هوسی
جز ناله ز بنده بر نیاید نفسی ۱
فریاد رسم نیست به غیر از تو کسی
فریاد ز دست چون تو فریاد رسی ۲
جز ناله ز بنده بر نیاید نفسی ۱
فریاد رسم نیست به غیر از تو کسی
فریاد ز دست چون تو فریاد رسی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - بی آنکه ز من بتو بدی گفت کسی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - دردا و دریغا که چنین در هوسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.