این متن شعری است که به ستایش و تبریک تولد فرزندی مبارک و سعادتمند میپردازد. شاعر از برکت و خوشبختی این فرزند سخن میگوید و او را به عنوان پشتیبان و پناه پدر معرفی میکند. همچنین، متن به موضوعاتی مانند شاهی، قدرت، و بخشش اشاره دارد و از خواننده میخواهد که به دنبال آرزوهایش برود و از زندگی لذت ببرد.
این متن به دلیل استفاده از زبان شعری کلاسیک و مفاهیم عمیق مانند قدرت، تقدیر، و رابطه پدر و فرزند، برای خوانندگان جوانتر ممکن است چالشبرانگیز باشد. درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کهن و ظرافتهای زبانی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد امکانپذیر است.
شماره ۶۰ - مبارکی و سعادت نمود روی بشاه
از آن مبارک و مسعود تحفهای زاله ۱
چه تحفه ایست ؟ یکی فر خجسته فرزندست
موافقان را شادی فزای و انده کاه ۲
بشهریاری و شاهی تمام نسبت او
زهر دو روی نسب شهریار و زادۀ شاه ۳
نه پادشاه چنو بیند از فراز و نشیب
نه شهریار چنو یابد از سپید و سیاه ۴
ز دیبه سلب باد روز در پوشد
کجا ز غیبه بود تارو پود آن دیباه ۵
کلاه ملک ز شاهان بتیغ بستاند
خزانه شان گه بخشش تهی کند بکلاه ۶
ببزم ورزم ببینی که او چه خواهد کرد
ببدره های زر سرخ و قلبهای سیاه ۷
پسر بود بحقیقت پناه و پشت پدر
چه خوب تر بجهان مر تر از پشت و پناه ؟ ۸
هر آنچه خواستی و جستی از خدای بزرگ
بیافتی و بداری ، دگر بجوی و بخواه ۹
چو گل بخند و بیفروز ، زان جهت که هنوز
بباغ بخت تو نشکفت یک گل از پنجاه ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.