خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از زلف مشکین و سیمین تن معشوق سخن میگوید و عشق و وفاداری خود را به او ابراز میدارد. همچنین، از رازهای پنهان و باران اشک و خون خود میگوید و تأکید میکند که هرگز از پیمان عشق خود برنخواهد گشت.
متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی عبارات مانند 'کشت و پیچید بر جان من' و 'ز خونست بر زرّ باران من' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۰۲ - سر زلف مشکین جانان من
سر زلف مشکین جانان من
مرا کشت و پیچید بر جان من
ایا ترک سیمین تن سنگدل
هویدا بتو راز پنهان من
دو ابرند زلف تو و چشم من
بعشق اندرون هر دو برهان من
ز مشکست بر سیم باران تو
ز خونست بر زرّ باران من
بفرمان من باش تا برخوری
ترا بد نیاید ز فرمان من
نگردم ز پیمان تو من بدل
مگردان تو دل را ز پیمان من
مرا کشت و پیچید بر جان من
ایا ترک سیمین تن سنگدل
هویدا بتو راز پنهان من
دو ابرند زلف تو و چشم من
بعشق اندرون هر دو برهان من
ز مشکست بر سیم باران تو
ز خونست بر زرّ باران من
بفرمان من باش تا برخوری
ترا بد نیاید ز فرمان من
نگردم ز پیمان تو من بدل
مگردان تو دل را ز پیمان من
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - چون بایشان باز خورد آسیب شاه کامیاب
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - بکرد با دل تو ای ملک وفا بیعت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.