خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که تا زمانی که دهانش سخن نگوید و کمرش گشوده نشود، نشانهای از او وجود ندارد و سوگند میخورد که این و آن (احتمالاً اشاره به ویژگیهای ظاهری یا اجتماعی) متعلق به او نیست.
متن دارای مفاهیم عرفانی و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'کمر' و 'سخن' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر دارد.
شماره ۱۵ - تا نسرائی سخن دهانت نبود
تا نسرائی سخن دهانت نبود
تا نگشائی کمر میانت نبود ۱
تا از کمر و سخن نشانت نبود
سوگند خوردم که این و آنت نبود ۲
تا نگشائی کمر میانت نبود ۱
تا از کمر و سخن نشانت نبود
سوگند خوردم که این و آنت نبود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - زلف تو کمندیست همه حلقه و بند
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - آن لب نمزم گرچه مرا آن سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.