خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این شعر عاشقانه و تمثیلی از هلالی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او با استفاده از استعاره‌های شکار، سوارکاری و طبیعت، عمق عشق و وابستگی خود را نشان می‌دهد. شاعر از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و او را همراه خود ببرد، چرا که بدون معشوق، زندگی برایش بی‌معناست.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و تمثیلی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۱۲ - تیر و کمان گرفته ای، سوی شکار میروی

تیر و کمان گرفته ای، سوی شکار می‌روی
صید تواند عالمی، بهر چه کار می‌روی؟

جانب صید گه شدی، همره خویش بر مرا
بی سگ خویشتن مرو، چون به شکار می‌روی

وه! چه سوار طرفه ای! کز سر مهر پیش تو
چرخ پیاده می‌رود چون تو سوار می‌روی

چون گذری به چشم من بر مژه ها قدم منه
چند به پای همچو گل بر سر خار می‌روی؟

شد تن زار من چو خس، بهر خدا، تو ای صبا
همره خود ببر مرا، گر بر یار می‌روی

ای دل خاکسار من، کی تو به گرد او رسی؟
کز پی بادپای او همچو غبار می‌روی

یار چو بر قفای خود هیچ نگه نمی‌کند
چند، هلالی، از پیش بی‌خود و زار می‌روی؟
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۱ - ای که در عاشق کشی هر لحظه صد خون میکنی
گوهر بعدی:غزل ۴۱۳ - سوی شکار، ای بت رعنا، چه میروی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.