خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناامیدی و درد عشق شکایت میکند و بیان میکند که یارش وفادار نبوده و دلش را شکسته است. او از بخت بد، بیوفایی یار و رنجهای عشقی مینالد و آرزو میکند که ای کاش شرایط به گونهای دیگر بود.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر نیاز به بلوغ عاطفی برای درک مناسب دارد.
غزل ۳۷۹ - من نگویم که وفا یار مرا بایستی
من نگویم که وفا یار مرا بایستی
اندکی صبر دل زار مرا بایستی
زین همه خواب که بخت سیه من دارد
اندکی دیده بیدار مرا بایستی
هر کجا شیوه دلجویی و احسان دیدم
غیرتم کشت که دلدار مرا بایستی
ذوق پیکان تو را صید ندانست، دریغ!
زخم آن سینه افگار مرا بایستی
لطف خوبان دگر نیست علاج دل من
این صفت یار ستمگار مرا بایستی
در جهان قاعده مهر و وفا نیست، ولی
یار بی رحم و جفاگار مرا بایستی
وصف آن روی چو مه پیش هلالی گفتم
گفت: این شمع شب تار مرا بایستی
اندکی صبر دل زار مرا بایستی
زین همه خواب که بخت سیه من دارد
اندکی دیده بیدار مرا بایستی
هر کجا شیوه دلجویی و احسان دیدم
غیرتم کشت که دلدار مرا بایستی
ذوق پیکان تو را صید ندانست، دریغ!
زخم آن سینه افگار مرا بایستی
لطف خوبان دگر نیست علاج دل من
این صفت یار ستمگار مرا بایستی
در جهان قاعده مهر و وفا نیست، ولی
یار بی رحم و جفاگار مرا بایستی
وصف آن روی چو مه پیش هلالی گفتم
گفت: این شمع شب تار مرا بایستی
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۸ - مست با رخسار آتشناک بیرون تاختی
گوهر بعدی:غزل ۳۸۰ - ز من بیگانه شد، بیگاه با اغیار بایستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.