خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر یک سرود عاشقانه و ستایشآمیز است که در آن شاعر معشوق را به زیبایی و نورانیت توصیف میکند. او از آمدن معشوق ابراز شادی کرده و ویژگیهای مثبت او را برمیشمارد، مانند تازگی، شیرینی و تأثیر مثبتش بر جهان. شاعر همچنین مقایسههایی مانند گل، آفتاب و نخل برای توصیف معشوق به کار میبرد.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی است که برای درک عمیقتر آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۳۷۴ - کشیده ای می و بالای منظر آمده ای
کشیده ای می و بالای منظر آمده ای
تو آفتابی و امروز خوش بر آمده ای
چو گل، به روی عرق کرده، میرسی از راه
بیا، بیا، که عجب تازه و تر آمده ای!
بیا، که خیزم و از شوق در برت گیرم
که نخل باغ جهانی و در بر آمده ای
سرآمدند به خوبی همه بتان، لیکن
تو نور چشمی و از جمله بر سر آمده ای
چه لطف آمدن و رفتنت خوشست! ای یار
که رفته ای و ز هر بار خوشتر آمده ای
به خنده شکرین و عبارت شیرین
هزار بار به از شیر و شکر آمده ای
ز پرتو تو هلالی کنون رسد به کمال
که آفتابی و خوش در برابر آمده ای
تو آفتابی و امروز خوش بر آمده ای
چو گل، به روی عرق کرده، میرسی از راه
بیا، بیا، که عجب تازه و تر آمده ای!
بیا، که خیزم و از شوق در برت گیرم
که نخل باغ جهانی و در بر آمده ای
سرآمدند به خوبی همه بتان، لیکن
تو نور چشمی و از جمله بر سر آمده ای
چه لطف آمدن و رفتنت خوشست! ای یار
که رفته ای و ز هر بار خوشتر آمده ای
به خنده شکرین و عبارت شیرین
هزار بار به از شیر و شکر آمده ای
ز پرتو تو هلالی کنون رسد به کمال
که آفتابی و خوش در برابر آمده ای
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۳ - ای که به خون مردمان چشم سیاه کرده ای
گوهر بعدی:غزل ۳۷۵ - ای آنکه در نصیحت ما لب گشوده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.