خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او خود را حریف شراب و عشق میداند و از دل به عنوان خانه خدا یاد میکند که اکنون به بتخانه تبدیل شده است. همچنین، از شمع میخواهد تا پرتو افشانی کند، همانگونه که پروانه خود را در راه عشق میسوزاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به شراب و دیوانگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۳۵۵ - ماییم جا به گوشه می خانه ساخته
ماییم جا به گوشه می خانه ساخته
خود را حریف ساغر و پیمانه ساخته
آن کس که تاب داده به هم طره تو را
زنجیر بهر عاشق دیوانه ساخته
دل نیست این که در تن افسرده منست
دیوانه ایست جای به ویرانه ساخته
دل خانه خداست، چه سازم که کافری
آن خانه را گرفته و بتخانه ساخته؟
ای شمع، پرتوی به هلالی فکن، که او
خود را به سوز عشق تو پروانه ساخته
خود را حریف ساغر و پیمانه ساخته
آن کس که تاب داده به هم طره تو را
زنجیر بهر عاشق دیوانه ساخته
دل نیست این که در تن افسرده منست
دیوانه ایست جای به ویرانه ساخته
دل خانه خداست، چه سازم که کافری
آن خانه را گرفته و بتخانه ساخته؟
ای شمع، پرتوی به هلالی فکن، که او
خود را به سوز عشق تو پروانه ساخته
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۴ - بلبل به باغ و جغد به ویرانه ساخته
گوهر بعدی:غزل ۳۵۶ - آن سایه نیست، دایم دنبال او فتاده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.