خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق ناکام و آرزوهای دست‌نیافتنی می‌گوید. او به دنبال وصال معشوق است اما آن را غیرممکن می‌داند. همچنین، از توصیفات متناقض برای معشوق استفاده می‌کند و از غم و ناتوانی خود سخن می‌گوید.

مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و غم نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.

مشاهده کامل

غزل ۳۲۳ - دلا، زان لب زلال خضر می خواهی، خیالست این

دلا، زان لب زلال خضر می خواهی، خیالست این
ز آتش آب می‌جویی، تمنای محالست این

کسان گویند: هر جوینده ای یابنده می‌باشد
تو را می‌جویم و هرگز نمی‌یابم، چه حالست این؟

قدت را نی الف می‌خوانم و نی سرو می‌گویم
بلند و پست چون گویم؟ که دور از اعتدالست این

به هجرانش دم آبی که می‌گردد نصیب من
جدا زان لب حرامم باد! اگر گویم: حلالست این

به شام غم، هلالی، بسکه زار و ناتوان گشتی
کسی ناگاه اگر بیند تو را، گوید: هلالست این!
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۲ - مردم از درد و نگفتی: دردمند ماست این
گوهر بعدی:غزل ۳۲۴ - آخر، ای آرام جان، سوی دل افگاری ببین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.