خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر خود را گدای درگاه معشوق می‌داند و عشق او را موجب سربلندی خود می‌شمارد. او از جفاهای معشوق شکایت دارد اما همچنان عاشقانه به او وفادار است. شاعر از عشق زمینی فراتر رفته و به عشق الهی می‌اندیشد.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری برای فهم کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۲۹۰ - ساخت گدای درگهت مرحمت الهیم

ساخت گدای درگهت مرحمت الهیم
بلکه گدایی تو شد موجب پادشاهیم ۱

بنده غلام آن درم، وه! چه کنم؟ که می‌کند
ترک سفید روی من ننگ ز رو سیاهیم ۲

ساید اگر به فرق من گوشه نعل مرکبت
راست به ماه نو رسد رفعت کج کلاهیم ۳

گر تو به جرم عاشقی قصد هلاک من کنی
موجب صد گنه شود دعوی بی گناهیم ۴

مستم و پیش محتسب دعوی زهد کرده ام
قاضی شرع بیش ازین کی شنود گواهیم؟ ۵

فارغم از شه و سپه، لیک به کشور بتان
هست سپاهییی که من کشته آن سپاهیم ۶

چند هلالی از وفا آید و رانی از جفا؟
وه! چه کنم؟ که من تو را خواهم و تو نخواهیم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۹ - یارب، غم بی‌رحمی جانان به که گویم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۹۱ - ای ماه من و شاه سپاه همه خوبان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.