خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد عشق و جدایی از یار خود می‌نالد و حالتی از دیوانگی، رسوایی و ناتوانی در تحمل این درد را بیان می‌کند. او از حسرت و غم زندگی بدون یارش سخن می‌گوید و از درماندگی خود در برابر این عشق شکایت دارد.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غم‌انگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات شدید و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۶۵ - یار بی رحم و من از درد به جانم، چه کنم؟

یار بی رحم و من از درد به جانم، چه کنم؟
من چنین، یار چنان، آه! ندانم چه کنم؟ ۱

میروم، گریه کنان، نعره زنان، سینه کنان
مست و دیوانه و رسوای جهانم، چه کنم؟ ۲

بی تو امروز به صد حسرت و غم زیسته ام
آه اگر روز دگر زنده بمانم چه کنم؟ ۳

بی تحمل نتوان چاره عشق تو، ولی
من بیچاره تحمل نتوانم چه کنم؟ ۴

چند گویی که: هلالی، دگر از درد منال
من ازین درد به فریاد و فغانم چه کنم؟ ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۴ - دوستان، عاشقم و عاشق زارم، چه کنم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۶ - دلم ز دست شد، از دست دل چه چاره کنم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.