خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از عشق نافرجام و دردهای ناشی از آن سخن میگوید. او از حسرت، آه و نگاه معشوق مینالد و رنجهای عشق را توصیف میکند. احساس تنهایی، ناامیدی و تحمل رنجهای عاطفی از مضامین اصلی این شعر است.
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مرتبط با عشق نافرجام و رنجهای عاطفی بیشتر مناسب سنین نوجوانی و بزرگسالی است.
غزل ۲۵۰ - من که باشم که می لعل به آن ماه کشم؟
من که باشم که می لعل به آن ماه کشم؟
بگذارید که حسرت خورم و آه کشم ۱
بس که دریافت مرا لذت خونخواری عشق
دل نخواهد که دگر باده دلخواه کشم ۲
تا کند سوی من از راه ترحم نظری
هر زمان خیزم و خود را به سر راه کشم ۳
میرم از غصه که ناگاه به آن ماه رسد
آه سردی که من سوخته ناگاه کشم ۴
چند درد و المش بر دل پُر درد نهم؟
چند کوه ستمش با تن چون کاه کشم؟ ۵
پیش آن خسرو خوبان چه کشم ناوک آه؟
چیست این تحفه که من در نظر شاه کشم؟ ۶
ماه من رفت، هلالی، که نیامد ماهی
تا به کی محنت سی روزه ازین ماه کشم؟ ۷
بگذارید که حسرت خورم و آه کشم ۱
بس که دریافت مرا لذت خونخواری عشق
دل نخواهد که دگر باده دلخواه کشم ۲
تا کند سوی من از راه ترحم نظری
هر زمان خیزم و خود را به سر راه کشم ۳
میرم از غصه که ناگاه به آن ماه رسد
آه سردی که من سوخته ناگاه کشم ۴
چند درد و المش بر دل پُر درد نهم؟
چند کوه ستمش با تن چون کاه کشم؟ ۵
پیش آن خسرو خوبان چه کشم ناوک آه؟
چیست این تحفه که من در نظر شاه کشم؟ ۶
ماه من رفت، هلالی، که نیامد ماهی
تا به کی محنت سی روزه ازین ماه کشم؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۹ - یار گفت: از ما بکن قطع نظر، گفتم: بچشم!
گوهر بعدی:غزل ۲۵۱ - چون قامت آن سرو سهی کرد هلاکم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.