خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و فراق معشوق مینالد و خود را شکستهحال، ناتوان و آواره در جستجوی او توصیف میکند. او از غم و اندوهی که معشوق بر او تحمیل کرده سخن میگوید، اما با وجود همه رنجها، عشق و وابستگی خود را به معشوق ابراز میدارد.
متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق و احساسات غمگینانه است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۲۵ - عجب شکسته دل و زار و ناتوان شده ام!
عجب شکسته دل و زار و ناتوان شده ام!
چنان که هجر تو میخواست، آنچنان شده ام ۱
تو آفتابی و من ذره، ترک مهر مکن
که در هوای توام، گر بر آسمان شده ام ۲
به گفتگوی تو افسانه گشته ام همه جا
به جستجوی تو آواره جهان شده ام ۳
خدای را، دگر، ای باد، سوی من مگذر
که من به کوی کسی خاک آستان شده ام ۴
چه گویم از تن بیمار و کنج محنت خویش؟
به تنگنای لحد مشت استخوان شده ام ۵
دلم ز شادی عالم گرفته است ولی
غمی که از تو رسیده است شادمان شده ام ۶
از آن شده است، هلالی، دلم شکاف شکاف
که ناوک غم و اندوه را نشان شده ام ۷
چنان که هجر تو میخواست، آنچنان شده ام ۱
تو آفتابی و من ذره، ترک مهر مکن
که در هوای توام، گر بر آسمان شده ام ۲
به گفتگوی تو افسانه گشته ام همه جا
به جستجوی تو آواره جهان شده ام ۳
خدای را، دگر، ای باد، سوی من مگذر
که من به کوی کسی خاک آستان شده ام ۴
چه گویم از تن بیمار و کنج محنت خویش؟
به تنگنای لحد مشت استخوان شده ام ۵
دلم ز شادی عالم گرفته است ولی
غمی که از تو رسیده است شادمان شده ام ۶
از آن شده است، هلالی، دلم شکاف شکاف
که ناوک غم و اندوه را نشان شده ام ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۴ - نیست حد آن که گویم: بنده روی توام
گوهر بعدی:غزل ۲۲۶ - روزی که در فراق جمال تو بوده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.