خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر ناامیدی و انتظار شاعر برای گشایش و رهایی از مشکلات است. او از عشق، دلبری و طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده میکند و در نهایت به دعا و امید به خدا متوسل میشود.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و انتظار نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۱۶۶ - آخر از غیب دری بر رخ ما بگشاید
آخر از غیب دری بر رخ ما بگشاید
دیگران گر نگشایند، خدا بگشاید ۱
دلبران، کار من از جور شما مشکل شد
مگر این کار هم از لطف شما بگشاید ۲
بر دل از هیچ طرف باد نشاطی نوزید
یارب! این غنچه پژمرده کجا بگشاید؟ ۳
نگشاید دل ما، تا نگشایی خم زلف
زلف خود را بگشا، تا دل ما بگشاید ۴
باشد آسایش آن سیم تن آسایش جان
جان بیاساید، اگر بند قبا بگشاید ۵
میکشم آه که: بگشا رخ گلگون، لیکن
این گلی نیست که از باد صبا بگشاید ۶
تا بدشنام هلالی بگشایی لب خویش
هر سحر، گریه کنان، دست دعا بگشاید ۷
دیگران گر نگشایند، خدا بگشاید ۱
دلبران، کار من از جور شما مشکل شد
مگر این کار هم از لطف شما بگشاید ۲
بر دل از هیچ طرف باد نشاطی نوزید
یارب! این غنچه پژمرده کجا بگشاید؟ ۳
نگشاید دل ما، تا نگشایی خم زلف
زلف خود را بگشا، تا دل ما بگشاید ۴
باشد آسایش آن سیم تن آسایش جان
جان بیاساید، اگر بند قبا بگشاید ۵
میکشم آه که: بگشا رخ گلگون، لیکن
این گلی نیست که از باد صبا بگشاید ۶
تا بدشنام هلالی بگشایی لب خویش
هر سحر، گریه کنان، دست دعا بگشاید ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۵ - هر دم از چشم تو دل را نظری می باید
گوهر بعدی:غزل ۱۶۷ - ای کسانی که بخاک قدمش جا دارید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.