این شعر از هلالی با مضمون عاشقانه و اخلاقی، به دلدردها و رنجهای عشق اشاره میکند. شاعر به مخاطب (دل) هشدار میدهد که اگر به دنبال عشق و هوس باشد، مانند دیگر عاشقان رنجکشیده خواهد شد. همچنین، او از جفا و بیوفایی میگوید و تأکید میکند که زیبایی و ارزش انسان ممکن است با گذشت زمان کمرنگ شود. در پایان، شاعر از مخاطب میخواهد که از پیروی بیجا از دیگران خودداری کند تا به سرنوشت تلخ دچار نشود.
مفاهیم عمیق عاشقانه و اخلاقی این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و جفا ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۱۲۴ - غم بتان مخور، ای دل، که زار خواهی شد
اگر عزیز جهانی، تو خوار خواهی شد ۱
اگر چو من هوس زلف یار خواهی کرد
ز عاشقان سیه روزگار خواهی شد ۲
تو از طریقه یاری همیشه فارغ و من
نشسته ام به امیدی که یار خواهی شد ۳
چو در وفای توام، بر دلم جفا مپسند
که پیش اهل وفا شرمسار خواهی شد ۴
کنون به حسن تو کس نیست از هزار یکی
تو خود هنوز یکی از هزار خواهی شد ۵
ز فکر کار جهان بار غم به سینه منه
وگرنه در سر این کار و بار خواهی شد ۶
هلالی، از پی آن شهسوار تند مرو
که نارسیده به گردش غبار خواهی شد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.