خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او از جذبههای معشوق، مانند موهایش، بویش و حتی رفتارهای سختگیرانهاش میگوید و بیان میکند که چگونه دلش به سوی معشوق کشیده میشود. همچنین، شاعر از رنجها و بلاهایی که به خاطر عشق متحمل میشود، شکایت میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جفای معشوق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۱۱۸ - زان دل به جانب سگ کوی تو می کشد
زان دل به جانب سگ کوی تو می کشد
کو دامنم گرفته، به سوی تو می کشد ۱
دانی چرا به دامنت آویخته دلم؟
خود را به این بهانه به کوی تو می کشد ۲
صاحبدلی، که یافت سر رشته ی مراد
سر رشته اش به حلقه ی موی تو می کشد ۳
فارغ ز بوی غالیه جعد سنبلم
خاطر به جعد غالیه بوی تو می کشد ۴
ای ترک مست، این همه سنگ جفا مزن
بر دل شکسته ای، که سبوی تو می کشد ۵
بر عاشقان بلاست جفای تو و دلم
چندین بلا ز تندی خوی تو می کشد ۶
دور از رخت کشید هلالی هزار آه
آه! این چهاست کز غم روی تو می کشد؟ ۷
کو دامنم گرفته، به سوی تو می کشد ۱
دانی چرا به دامنت آویخته دلم؟
خود را به این بهانه به کوی تو می کشد ۲
صاحبدلی، که یافت سر رشته ی مراد
سر رشته اش به حلقه ی موی تو می کشد ۳
فارغ ز بوی غالیه جعد سنبلم
خاطر به جعد غالیه بوی تو می کشد ۴
ای ترک مست، این همه سنگ جفا مزن
بر دل شکسته ای، که سبوی تو می کشد ۵
بر عاشقان بلاست جفای تو و دلم
چندین بلا ز تندی خوی تو می کشد ۶
دور از رخت کشید هلالی هزار آه
آه! این چهاست کز غم روی تو می کشد؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۷ - گر برون می آید آن بی رحم، زارم می کشد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹ - باز عشق آمد و کار دل ازو مشکل شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.