شاعر در این متن عشق و وابستگی خود به شراب و قدح را بیان میکند. او خود را وقف خرابات و میگوید که زر را برای شراب و سر را برای قدح داده است. شاعر از ساقی میخواهد که در موسم گشت چمن، شراب بیاورد و هوای قدح را تازه کند. او همچنین از لعل لب یار یاد میکند و آرزو میکند که به جای بوسه بر قدح، بر لب یار بوسه زند. در پایان، هلالی از پرهیز از می پرسد و از پیر مغان میخواهد که صلای قدح را بزند.
متن به موضوعاتی مانند شرابخواری و عشقورزی اشاره دارد که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیم عرفانی و پیچیدگیهای زبانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد.
غزل ۹۱ - بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدح
هزار بار فزون خوانده ام دعای قدح ۱
منم، که وقف خرابات کرده ام سر و زر
زر از برای شراب و سر از برای قدح ۲
بزیر خون من و خون بها شراب بیار
بگیر جوهر جانم، بده بهای قدح ۳
رسید موسم گشت چمن، بیا ساقی
که تازه شد هوس باده و هوای قدح ۴
بیاد لعل تو تا کی لب قدح بوسم؟
خوش آنکه بوسه بر آن لب زنم بجای قدح ۵
هلالی، از قدح می چه جای پرهیزست؟
بیا، که پیر مغان میزند صلای قدح ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.