خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از هلالی به بیان احساسات عمیق و دردهای عاطفی میپردازد. شاعر از آتش دل و رنجهای درونی سخن میگوید، به شهیدان اشاره میکند و از عشق و زندگی با استعارههایی مانند باده، آب زندگی، و دامن گل صحبت میکند. در نهایت، درمان درد عشق را تنها مختص به دلهای شکسته میداند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند رنج، عشق و شهیدان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۳ - هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست
هر آتشین گلی، که بر اطراف خاک ماست
از آتش دل و جگر چاک چاک ماست ۱
دامن کشان ز خاک شهیدان گذشته ای
گردی که دامن تو گرفتست، خاک ماست ۲
ساقی برو که باده ی گل رنگ بی لبش
گر آب زندگیست که زهر هلاک ماست ۳
پاکست همچو دامن گل چشم ما ولی
دامان یار پاک تر از چشم پاک ماست ۴
دهقان سالخورده، که پاینده باد، گفت:
آنست آب خضر، که در جوی تاک ماست ۵
درمان دل مجوی هلالی که درد عشق
خاص از برای جان و دل دردناک ماست ۶
از آتش دل و جگر چاک چاک ماست ۱
دامن کشان ز خاک شهیدان گذشته ای
گردی که دامن تو گرفتست، خاک ماست ۲
ساقی برو که باده ی گل رنگ بی لبش
گر آب زندگیست که زهر هلاک ماست ۳
پاکست همچو دامن گل چشم ما ولی
دامان یار پاک تر از چشم پاک ماست ۴
دهقان سالخورده، که پاینده باد، گفت:
آنست آب خضر، که در جوی تاک ماست ۵
درمان دل مجوی هلالی که درد عشق
خاص از برای جان و دل دردناک ماست ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲ - ز باغ عمر عجب سرو قامتی برخاست
گوهر بعدی:غزل ۵۴ - عکس آن لبهای میگون در شراب افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.